نویسنده: ویرایشگر سایت زمان انتشار: 2026-07-17 منبع: سایت
تهویه مطبوع در اروپا لحظه به لحظه می گذرد. در نیمه اول سال 2026، صادرات AC به اتحادیه اروپا به 3.76 میلیارد دلار رسید که نسبت به سال گذشته 43.2 درصد افزایش داشت. برندهای آسیایی اکنون 41 درصد از بازار را در اختیار دارند، در مقایسه با 27 درصد در سال 2023. در آلمان، شخصی وب سایتی را فقط برای ردیابی موجودی AC ایجاد کرد. واحدهای دست دوم برای چندگانه خرده فروشی می روند.
اما قبل از انتشار داستان AC، فرض بر این بود که ذخیره انرژی، بخش بسیار اساسی تر انتقال انرژی، حتی بهتر می فروخت. گزارش های درآمد عالی به نظر می رسید. دفترهای سفارش روی هم چیده شده بودند. از بیرون به نظر می رسید که تولیدکنندگان در اروپا پول چاپ می کردند.
آیا واقعاً روی زمین شبیه آن است؟
در Intersolar Munich 2026، بیش از صد شرکت ذخیرهسازی انرژی سالنها را پر کردند. تنها در سه ماهه اول، محموله های جهانی به 82.2 گیگاوات ساعت رسید و 80 درصد از سهم بازار را به خود اختصاص داد. پشت این اعداد صدها فروشنده هستند که از اروپا عبور می کنند، بیرون از چمدان زندگی می کنند و به دنبال معاملاتی هستند که سال ها طول می کشد تا بسته شوند. این یک داستان در مورد گزارش درآمد یا عقب ماندگی سفارش نیست. این در مورد سه نفر است که کار را انجام داده اند.
حقیقت صادقانه در مورد فروش سخت افزار انرژی پاک در اروپا: شما یا چیزی را برای یک سال نمی بندید و بعد از پایان معامله دفن می شوید، یا به تنهایی بیرون می روید، خودتان آن را کشف می کنید و امیدوار هستید که هیچ اتفاق بدی رخ ندهد. گاهی اوقات اتفاقات بد به هر حال رخ می دهد. دزدی شدن یک استعاره نیست.
قسمت اول
فروش انبار در اروپا
الکس برای یک تولید کننده رده دوم کار می کند. این نوع هویت خودش است: هیچ برندی که درها را باز کند، هیچ دفتر محلی برای حمایت از او. برای هر کسی که از بیرون تماشا می کند، او زندگی پر زرق و برقی دارد. فرودگاه ها، معاملات میلیون دلاری، جلسات در سراسر قاره. در حقیقت، هر سفری یک خردهکاری است.
یک سفر ممکن است دو ماه طول بکشد و چهار یا پنج کشور را پوشش دهد. روزها در نمایشگاه ها و دفاتر مشتریان سپری می شود. شب ها برای بازنگری پیشنهادات و پاسخ دادن به ایمیل ها در اتاق های هتل است. جت لگ، غذای بد، و ایمنی شخصی مشکلاتی هستند که او به تنهایی از پس آن برمی آید. یک بار، در حالی که اسناد مشتری را در خیابانی در میلان مرتب می کرد، شخصی گوشی او را گرفت و دوید. پلیس هرگز آن را پیدا نکرد. او اکنون با دو گوشی و دو پاور بانک همیشه در سفر است.
سخت ترین قسمت سفر نیست. این یعنی خرج کردن هر چیزی که داری و باز هم جلسه ای نگرفتی. الکس در اوایل کار خود، در یک نمایشگاه تجاری یک دسته کارت ویزیت جمع آوری کرد. ایمیل زد. او تماس گرفت. کسی جواب نداد او بدون قرار قبلی در دفتری حاضر شد و جلوی میز جلو ایستاد. تصمیم گیرنده هرگز ظاهر نشد. آن سفر سفارشات صفر را تولید کرد و گزارش هزینه او به مدت دو ماه در تاییدیه ها دفن شد.
پروژه های ذخیره سازی با سرعت یخبندان حرکت می کنند. مجوز اتصال به شبکه شش تا هجده ماه طول می کشد. الکس دو پروژه مجموعاً 16 مگاوات ساعت دارد که نزدیک به دو سال است که از طریق تغییرات پیکربندی بی پایان، پیشنهادات تجدید نظر شده و دورهای مذاکره آنلاین و آفلاین کار می کند. آنها فقط در حال حاضر شروع به واقعی به نظر می رسند. شرکت او KPIهای سالانه تهاجمی تنظیم می کند که سرعت حرکت بازار را نادیده می گیرد. زدن 70 درصد یک نتیجه قوی در نظر گرفته می شود.
بسیاری از خریداران فقط به دنبال قیمت هستند. آنها پیشنهادهای دقیق می خواهند، اسناد را می گیرند و از آنها برای شکست دادن یک تامین کننده دیگر در قیمت استفاده می کنند. الکس برای پر کردن گزارشهای ماهانه خود، درخواستها را به عنوان «بحثهای تجاری» نقلقول میکند و آن را پیشرفت مینامد.
لنا دختر جوانی است که به سختی از دانشگاه خارج شده است. او در توسعه کانال برای یک برند اینورتر مسکونی در آلمان کار می کند. در شب کریسمس، شرکت او او را به تنهایی فرستاد تا کرانیچ سولار، یکی از بزرگترین توزیع کنندگان در کشور را شکست دهد. مدیر او کل استراتژی بازار را روی این جلسه گذاشته بود. او چمدانی را که نمونه اولیه اینورتر سه فاز 8 کیلوواتی را در دست داشت، کشید، سوار تاکسی 60 یورویی شد و دو ساعت در لابی منتظر ماند.
هنگامی که او سرانجام مقابل مدیر محصول قرار گرفت، او به او گفت که آنها قبلاً شش تامین کننده دارند و بیشتر اضافه نمی کنند. او در زمینه خود فعالیت کرد: قیمت گذاری، جدول زمانی تحویل قابل اعتماد، شرکای محلی پشتیبانی پس از فروش در آلمان. بروشور را گرفت. جلسه به پایان رسید.
بعد از آن در نمایشگاه ایستاده بود، متوجه اینورتر رقیب شد که روی نمایشگر کار می کرد. در لمس گرم بود. او برای لحظهای به خودش اجازه داد محصول شرکت خودش را در آن نقطه تصور کند، سفارشها در جریان هستند و همه چیز کار میکند. واحد را در آغوش گرفت. دریچه هوا را مسدود کرد. زنگ هشدار دما به صدا درآمد و هوای گرم کف دستش را منفجر کرد.
یک نگهبان خیره شد. او از آن خارج شد، نمونه اولیه خود را برداشت و در برف به سمت توزیع کننده بعدی رفت. کار همین است. هیچ کس اهمیت نمی دهد که چقدر سخت است.
النا یک مادر مجرد 35 ساله است. او سالها صرف ساختن بازار ایتالیا از هیچ بود.
طرح یارانه Superbonus ایتالیا رونق انبارهای مسکونی را ایجاد کرد. این کشور برای مدت کوتاهی به دومین بازار بزرگ اروپا تبدیل شد. تولیدکنندگان با عجله وارد شدند، بسیاری از آنها با خطوط تولید ناقص و بدون پشتیبانی محلی. زمانی که یارانه ها در سال 2023 تشدید شد و قیمت باتری کاهش یافت، بازار به سرعت سرد شد. النا شش ماه را در جاده گذراند و از صدها فروشنده و نصاب در سراسر کشور بازدید کرد. تقسیم شمال به جنوب شدید بود: شمال ثروتمندتر بیش از 55 درصد از تاسیسات را به خود اختصاص داد، در حالی که جنوب از نظر در دسترس بودن نصب کننده و پوشش خدمات عقب بود.
بازار به طرز وحشیانه ای متمرکز شده است. دو بازیکن، یک برند بزرگ آسیایی و شرکت محلی ZCS، در مجموع بیش از 70 درصد سهام را در اختیار دارند. در Intersolar 2025، النا با مخاطبین ارشد محلی صحبت کرد و با یکی از مدیران ZCS مصاحبه کرد. اعداد: حدود 36 تا 38 درصد برای برند بین المللی پیشرو، تقریباً 35 درصد برای ZCS. بقیه برای ضایعات می جنگند. او حسابهایش را یکی یکی بررسی میکرد، زیرا راه دیگری وجود نداشت.
او همچنین در معرض خطر واقعی قرار گرفت. او در یک سفر تحقیقاتی در جنوب ایتالیا، یک وسیله نقلیه الکتریکی اجاره کرد. محدوده تقلبی بود. تمام ایستگاه های شارژ شهر خراب بود. یک غریبه پیشنهاد کمک کرد، سپس پول نقد خواست. او همه چیز را در کیف پولش تحویل داد تا از این وضعیت خلاص شود. جیب برها، مسیرهای پولی، کل فهرست مصائب سفر. او با همه چیز آشنا شد.
پس از سال ها حضور در زمین، او به این نتیجه رسید: قابلیت خدمات محلی بسیار بیشتر از قیمت محصول اهمیت دارد. او فروش ذخیره سازی را رها کرد و یک شرکت در بخش تخصصی باتری راه اندازی کرد.
رونق سفارش می بینید
آیا مبارزه شما نیست
سه داستان فوق پرت نیستند. آنها هنجار هستند.
تسلط نمایشگاه تجاری و سهم 82 درصدی حمل و نقل جهانی اعداد واقعی هستند. چیزی که آنها پنهان می کنند یک فشار ساختاری بین نحوه مدیریت شرکت ها در عملیات خارج از کشور و آنچه که فروشندگان فردی برای انجام هر یک از آن ها تحمل می کنند است.
از طرف شرکت، جاه طلبی برای توسعه در خارج از کشور بسیار جلوتر از سیستم های پشتیبانی مورد نیاز برای انجام آن است. اکثر تولیدکنندگان کل هدف درآمد بینالمللی خود را بدون ارائه کانالهای محلی بالغ، مواد ترجمهشده، راهحلهای محلی یا هر چیزی فراتر از برگه مشخصات محصول و بلیط پرواز، به تیم فروش میسپارند. KPIها با نگاه کردن به پتانسیل بازار منطقه ای در صفحه گسترده، نادیده گرفتن جدول زمانی مجوز شبکه، قفل شدن کانال و تسلط برندهای فعلی تنظیم می شوند.
شکست زنجیره تامین و صدور گواهینامه امری عادی است. فروشندگان بستههای گواهینامه صادرات کامل را ماهها قبل تأیید میکنند، فقط چند روز قبل از ارسال متوجه میشوند که گواهی کالاهای خطرناک، گزارشهای آزمایش UN38.3 یا علامتهای CE وجود ندارد. محموله نمی تواند از گمرک ترخیص شود. مشتری قبلاً پرداخت کرده است. فروشنده تمام آسیب اعتماد و خطر شکایت را به تنهایی جذب می کند.
هر شکافی در تولید، کنترل کیفیت، و انطباق در نهایت بر سر شخص جلویی قرار می گیرد. این چنین بود که این صنعت شروع به کار کرد: 'در تمام طول سال هیچ معامله ای وجود ندارد، و وقتی کسی فرود آمد، مراسم تشییع جنازه شماست.'
از نظر فردی، این شغل از عنوان بیشتر شده است. یک فروشنده به عنوان مدیر محصول، مدیر پروژه، مهندس پس از فروش، هماهنگ کننده تدارکات و مترجم فعالیت می کند. آنها سوالاتی را از مشتریان، روسا، و هر بخش داخلی به صورت شبانه روزی مطرح می کنند.
گردش مالی افراطی است. تعداد زیادی از افراد جدید استخدام شده ظرف شش ماه ترک می کنند. کسی که هیچ ارتباطی با مشتری ندارد، میتواند یک سال کامل را با درآمد صفر بگذراند و با حداقل حقوق پایه زنده بماند. هزینه زندگی در خارج از کشور، خطرات ایمنی شخصی، جت لگ مزمن، و شکاف زیرساختی بین شمال و جنوب اروپا، هر سفر را غیرقابل پیش بینی می کند.
اقتصاد به همان اندازه مجازات است. حاشیه های سخت افزاری به یک جنگ قیمت سقوط کرده است. حاشیه سود ناخالص سیستم ذخیره سازی مسکونی همچنان در حال کاهش است زیرا تولید کنندگان حجم را تعقیب می کنند. در همین حال، کار با حاشیه بالاتر (نصب، تعمیر و نگهداری، خدمات محلی) تقریباً به طور کامل توسط ارائه دهندگان خدمات اروپایی تسخیر شده است. فروشنده تمام ریسک جذب مشتری، تمام فشارهای شکایت را به دوش می کشد و در ازای آن پورسانت ناچیزی دریافت می کند.
در زیر همه اینها عدم تطابق عمیقتری وجود دارد: شرکتهایی که برای درآمدهای فصلی در بازاری بهینه میشوند که پروژهها یک تا دو سال طول میکشد تا بسته شوند. اهداف فروش ماهانه و سالانه جایی برای سرعت واقعی معاملات زیرساخت باقی نمی گذارد.
نتیجه قابل پیش بینی است. فروشندگان خط لوله خود را صاف می کنند، گزارش های خود را باد می کنند و یک چرخ همستر بی پایان را راه اندازی می کنند. رونق سفارش واقعی است، اما یک پدیده سطحی است. افرادی که این کار را انجام می دهند در محیطی با فشار بالا، ریسک بالا و حاشیه خطای نزدیک به صفر کار می کنند.
موج گرمای اروپا باعث افزایش تقاضا برای ذخیره سازی همراه با تهویه مطبوع شده است. هدف ذخیره سازی 200 گیگاواتی اتحادیه اروپا برای سال 2030 سیگنال تقاضای واضحی را ارائه می دهد. در کوتاه مدت، فرصت واقعی است. اما پنجره در حال باریک شدن است.
در طول سه تا پنج سال آینده، اصول اولیه پابرجاست. اول، ظرفیت تولید داخلی اروپا دارای شکاف بزرگی است. تا سال 2030، تقاضا بسیار بیشتر از عرضه داخلی است و این قاره به شدت به تجهیزات وارداتی وابسته است. دوم، تقاضا برای انبارهای مسکونی و تجاری همچنان در حال گسترش است. استفاده از تهویه مطبوع، تأسیسات ذخیرهسازی خورشیدی را نیز به همراه خود میکشاند. سیستمهای تجاری خانگی و کوچک هنوز با محدودیتهای سیاست اتحادیه اروپا مواجه نیستند.
حمایت از سیاست نیز در حال ایجاد است. اتحادیه اروپا در حال اصلاح قوانین اتصال به شبکه است. چندین کشور برنامه های تشویقی را در راس خود قرار داده اند و خطوط لوله پروژه های بزرگ در حال پر شدن است. تولیدکنندگان با زنجیرههای تامین یکپارچه، مزیتهای هزینه، و ظرفیت تحویل ثابت شده، کتابهای سفارش کامل را مشاهده میکنند.
اما موانع در چند جبهه در حال افزایش هستند و باند فرودگاه را فشرده می کنند.
هزینه های انطباق به سرعت در حال افزایش است. مقررات جدید باتری اتحادیه اروپا تأیید ردپای کربن و پاسپورت های دیجیتال باتری را الزامی می کند. بستههای گواهینامه کامل که CE، VDE، و UN38.3 را پوشش میدهند، زمان طولانی و سرمایه قابل توجهی دارند. تولیدکنندگان کوچکتر که نمی توانند این هزینه ها را جذب کنند بی سر و صدا از بازار اروپا خارج می شوند.
محدودیت های تجاری و ژئوپلیتیکی در حال تشدید هستند. اکنون برخی از پروژه های با بودجه عمومی اتحادیه اروپا استفاده از تجهیزات ذخیره سازی وارداتی را محدود می کند. تولید محلی و الزامات استخدام محلی از بحث به اجرا در حال حرکت است. حفظ مدل صادرات خالص سخت تر می شود. ساخت کارخانه ها یا سرمایه گذاری های مشترک در خارج از کشور هزینه های ورود به بازار را چند برابر می کند.
رقابت نیز در حال تغییر است. ده ها برند برای مشتریان مشابه با محصولات تقریباً یکسان می جنگند. جنگ قیمت باعث کاهش حاشیه ها می شود. برندهای محلی اروپایی در حال تقویت موقعیت خود از طریق شبکه های توزیع و ارائه خدمات هستند. در ایتالیا و آلمان، دو بازیکن برتر بیش از 70 درصد از سهم بازار را در اختیار دارند. نفوذ به آن کانال ها سخت تر می شود، نه آسان تر.
اگر صنعت بخواهد پنجره خود را گسترش دهد، مدل باید تغییر کند. در کوتاه مدت، هزینه و ظرفیت تولید می تواند از بخش های مسکونی و تجاری کوچک دفاع کند. فراتر از آن، مسیر عبور از فروش سخت افزار با قیمت و به سمت راه حل های یکپارچه است: ذخیره سازی به علاوه تهویه مطبوع به علاوه خورشیدی، همراه با نرم افزار نیروگاه مجازی و مدیریت هوشمند انرژی. انتقال از تامین کننده تجهیزات به شرکت خدمات انرژی تنها بازی طولانی مدت است.
بازار ذخیره سازی اروپا توسط هزاران نفر ساخته شده است که هر بار یک مشتری کار غیر جذاب و سنگ زنی انجام می دهند. پنجره یک شبه بسته نمی شود. اما دوران حمل و نقل جعبهها با قیمت به تنهایی در حال پایان است. برای مردم روی زمین، بازار هنوز فرصت دارد. شرایط، رقابت بی امان، فشار مداوم، ریسک شخصی، به این زودی ها تغییر نمی کند.
سلب مسئولیت: این مقاله بر اساس اطلاعات در دسترس عموم است. این فقط برای مقاصد اطلاعاتی ارائه شده است و هیچ گونه توصیه یا توصیه ای ندارد.